تپل خانم

سلام

خدا رو شکر داره بارون می یاد . من بارون رو خیلی دوست دارم . خدا رو شکر که خدا با ما آشتی کرد . آسمون مهربون شد . ابرها باریدند و تهرانی بارونی شد . خدایا شکرت .همه برگ های زردی که به درخت ها  باقی مونده بود توی بارون یک ریز دیشب ریختند روی زمین .کاش زمستون پر از برف باشه. دعا کنیم زمستون هم مثل آخر پاییز آسمون با ما مهربون باشه

یلداتون مبارک .امشب برای مهربانی بیشتر دعا کنیم . برای برکت بیشتر تر برای دوستی های بیشتر برای عشق بیشتر دعا کنیم . من برای همه دوستانم  دعا می کنم . انشالله زمستتون پر برکتی داشته باشیم .الهی آمین .

پ.ن: هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود. زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند. اما امان از وقتی که زنی، در وجود مردش ریشه بدواند. این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد. حالا می خواهد تبر زمان باشد، یا حتی تبر مرگ... اما چرا... همیشه یک استثنا وجود دارد. و آن برای از ریشه خشکاندن یک زن، خیانت به عشق اوست...

"علیرضا اسفندیاری‏"

از کتاب: مکالمه ی غیر حضوری

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 19:11  توسط آزاده   | 

سلام

کنفرانسم خوب بود .نه اینکه مطمئن باشم نمره کامل رو گرفتم اتفاقا استاد تهدید کرد که به خاطر اظهار نظرهای بی دلیل و سندم می تونه نمره صفر بهم بده اما من خوشحالم که بدون استرس بدون آگاهی های بازرگانی چند تا دانشجوی مسخره که باعث شدند بیشتر از قبل از مردهای ریش دار متنفر بشوم . و پارازیت ها و مخالفت کردن های گاه و بیگاه جناب استادمون حرفم رو بزنم

برام جالبه که یک آدم چقدر می تونه روانی باشه ؟بعد استاد دانشگاه هم باشه .تاقبل از کنفرانس گروه ما استاد همه اش بچه ها رو از روخونی کردن و کتابی صحبت کگردن منع می کرد . می گفت نظر خودتون رو بگویید حتی اگر پرت و پلا باشه و رد بشه اتفاقی نمی افته شما یک انسان هستید و می توانید اندازه خودتون نظر داشته باشید . می گفت با زبون خودتون اصطلاح ها و مفاهیم رو توضیح بدهید . بعد به ما که رسید ورق برگشت .

اول کنفرانس گفتم که نتیجه کارمون جانبدارانه نیست .به فمنیسم هم کاری نداریم . اما زنها در جامعه اسلامی با همه هویت اسلامیشون همیشه یک کالا بودند برای داد و ستد و.بهره وری جنسی .تساوی حقوق زن و مرد هم وجود نداره چون زن ها در طلاق. تقسیم ارث . دیه و شهادت دادن اصلا برایشون حقی قایل نشدند .پس همه این دادو قال ها درباره تساوی حقوق زن و مرد چرتی بیش نیست . چون اسلام به عنوان کاملترین دین همه رو رد کرده. یک حدیث و روایت هم درباره کار زن ها وجود نداره عربستان با اون اوضاع بد جوی که کشاورزی نداشته  تجارت هم که مخصوص مردها بوده زن های عرب کنیز بودند و تا دلتون بخواهد درباره بهره وری جنسی از کنیزها روایت و حدیث داریم .

 در کنار اعراب ایرانی ها بودند با یک تمدن کهن و اصول کشورداری مدرن و اداری که خب به جای خودش بسیار بسیار چهار چوب دار و با اسلوب بوده خانوم های ایران باستان کارهای دیوانی داشتند . مرخصی ازدواج می رفتند . مرخصی زایمان داشتند و همه اینها وجود داشته . همین جمله استاد دیندار ما رو از کوره به در برد که ایرانی هیچی نداشتند . و شما بیخود درباره ایران باستان نظر ندهید بعد نمی دونم چرا هی درباره حضرت فاطمه حرف می زد و بحث رو ربط می داد به ایشون بعد هم با قاطعیت اعلام کردند که یک دانشجوی ترم اولی هیچ نظری نمی تونه داشته باشه . اون آقایون ریش دار و چندش ته کلاس هم هی مزه می پروندند و استاد رو همراهی می کردند.

 سه نفر بعدی گروه هم درباره غزالی و نظرش درباره زنان حرف زدند که زن ها رو به خوک تشبیه کرده بود . و براشون ده تا کارکرد نام برده بود همه اش در اختیار مردان باشند و سرویس بدهند ولا غیر.دکتر  شریعتی واستاد  مطهری هم درباره زن ها حرف و نظر دارند . بحث ازدواج موقت  رو استاد مطهری مطرح کرده بود  و کلی هم درباره صیغه و فوایدش مقاله نوشته اند .

دکتر شریعتی هم زن ها را یک طرف گذاشته بود  و حضرت فاطمه رو یک طرف بعد فقط درباره حضرت فاطمه حرف های مسجع زده . امام خمینی هم تا قبل از سال 42 برای زن ها حق رای را ننگ می دانست و حضورشون رو در اجتماع وا اسفا اعلام می کرد . اما برای پیروزی انقلاب یکهو یک  انقلاب عظیم فکری داشتند و ریختن توی خیابون و حضور در عرصه های اجتماعی و سیاسی رو یک تکلیف برشمردند . آقای خامنه ای از همون اول هم برای حضور زن ها در جامعه ارزش قایل بودند خدا رو شکر . هیچ سخنی هم از ایشون وجود نداره که نظراتشون رو نقض کرده باشند . خلاصه که استادمون موقع  بیان اندیشه های غزالی و تشبیهات ایشون  درباره خوک بودن زن ها و گوسفند برشمردن زن ها نیشش تا بنا گوش باز بود . اون آقایون ریشو و چندش ته کلاس هم به به و چه چه می کردند . درباره امام خمینی و آقای خامنه ای هم که کلا استادمون نظری نداره و همیشه می گوید بعدا تاریخ خودش تصمیم می گیره .

کنفرانس مون تموم شد .و من فهمیدم شعور تنها چیزی که همه فکر می کنند دارند اما خب خدایی بعضی ها اصلا ندارند .فهمیدم دنیای بعضی ها چقدر کوچیک و محدوده و ما آدم ها چقدر می تونیم غرض ورز باشیم و خود باخته . اونقدر که حتی در محیط های دانشگاهی و علمی هم اجازه بیان عقاید و نظراتمون رو نداریم و کلا گور بابای درس و دانشگاه و استاد دوزاریمون والا به خدا .

پ.ن: آه، ای شباهت دور!

ای چشم های مغرور !

این روزها که جرأت دیوانگی کم است

بگذار باز هم به تو برگردم !

بگذار دست کم

گاهی تو را به خواب ببینم!

بگذار در خیال تو باشم!

بگذار ...

بگذاریم!

این روزها

خیلی برای گریه دلم تنگ است !

"قیصر امین پور"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت 18:55  توسط آزاده   | 

مطالب قدیمی‌تر